دستم را گرفتی دیگر رهایم نکن!!

با توجه به مشکلات و معضلات فراوان در سطوح مختلف و وجود تحریم های ظالمانه علیه کشور عزیزمان ایران رسیدگی کامل به قشر ضعیف جامعه برای دولت و ارگانهای مربوطه کار بسیار سختی است. به همین دلیل ، در سال های اخیر موسسات و کمپین های نیکوکاری به وفور فعالیت خود را جهت کمک به همنوعان خود آغاز کرده اند.

دوستان دلسوز و فعالان اجتماعی در زمان های مختلف اعم از: بلایای طبیعی، سیل ، زلزله و ویروس کرونا حتی در ماه مبارک رمضان شروع به فعالیت میکنند تا بتوانند باری از دوش همشهریان گرفتار در مشکلات مختلف بردارند.

حتی کمپین ها به سمت آزادسازی زندانیان هم پیش رفت .

جدا از حس انسان دوستانه و خیرخواهانه که دوستان دارند، مسائلی وجود دارد که کمپین ها و موسسات برای مبارزه با معضلات قشر ضعیف با آن روبرو هستند و باید پرسید روش ها و متد های مد نظر افراد مذکور چه مقدار در چاچوب اصول و منطق کمک به نیازمندان است ؟

آیا ارگانی نظارت بر رفتار و عملکرد خیرین دارند ؟؟

آیا در مجموعه خود ، روانشناس و کارشناس تخصصی در رابطه با این امر دارند ؟!؟ آیا مدد کار اجتماعی در کنار این مجموعه نکات مهم و نحوه برخورد با این قشر آسیب دیده و آسیب پذیر راگوش زد میکند ؟! آیا صرفا یک وعده غذایی مشکلی را حل میکند ، آیا فردای آن روز دیگر گرسنه نیست ؟؟

‌بهتر نیست روش های بهتر نوین تر و پایدارتری را برای بهبودی شرایط این عزیزان پیاده کرد ؟!

آیا با رسانه ای کردن و مطرح کردن این موضوعات در شبکه های مجازی در کنار فوایدش به عواقب و آسیب های بعدش هم فکر میشود ؟؟

و اینکه سلفی گرفتن و عکس گرفتن از خریدها در کنار اشخاص حاضر کمپین و عکس گرفتن در خانه های این قشر مستعضف کار درستی است ؟؟ آیا حرکات این چنینی شائبه ای ایجاد نمیکند ؟

در شرایطی که گروه هایی هستند در سطح شهر ، به خوبی و بدون اطلاع رسانی دست خیلی از گرفتاران را گرفته اند و نه عکسی هست و نه رسانه و نه رونمایی از اشخاص گروهشان . چقدر از سوی اهل فن و مراکز تخصصی در این زمینه بر نحوه عملکرد و اجرا و حتی از لحاظ روانشناسی و بُعد روحی و فرهنگی بررسی میشوند ؟!

میرسیم به آزادسازی زندانیان و حتی برای رهایی از بند، یک فرد محکوم به قتل که تا لحظه آخر، کمپین فعالی برای آزادی این شخص ادامه داشت و البته که کار بسیار شایسته و سختی بود که در شُرف حاصل شدن نتیجه بود که خانواده شخص خودش با پرداخت دیه فرد مذکور را آزاد کردند !!

اینجا سوال این است ، آیا کمپین فقط به فکر آزادسازی این شخص بود؟

با آن تبلیغات گسترده و عضو گیری بالا که مردم همیشه در صحنه حضور دارند تا گره گشای مشکل شوند.

دوباره فرد آزاد شود و به رویه قبل خود ادامه دهد ؟؟

مسئله مهم اینجاست که نیاز اصلی شخص به کمپین بعد از آزادیست که کنارش ایستاده ، دست اورا گرفته و بلندش کنند و کمک کنند به گذشته برنگردد و در مسیر درست زندگی هدایتش کنند نه اینکه دست اورا گرفته و با در نظر نگرفتن عواقبش در نهایت او از ارتفاع بیشتر پرت میشود و مصیبت دیگری حاصل میشود!!

همه بخوبی میدانیم که دوستان خیر به فکر این شخص و کمک به خانواده اش بودند ولی انتظار میرفت بعد از رهایی ،به او کمک می کردند که مسیر درستی را انتخاب کند.

در نظر نگرفتن عواقب کار و بررسی نکردن موضوعات اجتماعی و روانشناختی و برنامه ریزی نکردن برای ادامه راه شخصی که سال های جوانی خویش را در زندان گذرانده کار را دشوار ، سعی و تلاش های قبل از رهایی را بیهوده می کند .

به گفته دوستان که کمک های نقدی زیادی جمع آوری شد بهتر نبود برای چند خانواده شغلی ایجاد بشود و درآمدی پایدار داشته باشند تا اینکه یک شب تعدادی زیادی با یک وعده غذایی سیر شوند؟؟

مهمترین کار برای این کمپین ها موسسات و در مجموع خیرین محترم ، برنامه ریزی درست و اصولی با ایجاد مشاغل پایدار است و بهتر است با کمک نخبگان شهر و اتاق فکر جدیدالتاسیس فرمانداری ، تشکل های مردم نهاد و افراد صاحب نظر و مجرب به دنبال ایده پردازی و برنامه های توسعه محور برای خیرین عزیز شهرمان باشیم.

به امید روزی که خط فقر شکسته ، حال سرزمینمان خوب باشد. ما، مردم و خیرین محترم دستی را بگیریم و ول نکنیم./محمدموذن،فعال اجتماعی

پایگاه خبری آبشار

نظرات کاربران

پاسخی بگذارید